نى نى گولوى معترض
سلام جناب دکتر :
امیدوارم حالتان خوب باشد و سفر دور اروپا به شما و خانوادهً محترمتان خوش گذشته باشد . راستش را بخواهید اصلاً قصد نداشتم که با نگاشتن این نامهً سرگشاده ، خاطرتان را مکدر کنم و کلاً هم تفاوت نامهً سر گشاده را با انواع دیگر آن نظیر سر تنگ یا ته گشاد و اینها را هم نمی دانم !
ولی وقتی در اولین معاینه به مادرم فرمودید که باید حتماً سزارین شود ، نزدیک بود شاخ در بیاورم ، البته می دانید که من هنوز سری توی سرها در نیاورده ام ولی خوب به زودی سردار می شوم !
هر چی در این مدت فکر کردم نفهمیدم که شما بر چه اساسی این حرف را به مادرم زدید ، من که هنوز هیچ چیز ندارم و فی الواقع " بی همه چیز " هستم ، شما چطور تشخیص دادید که چندین ماه دیگر من باید با سزارین به دنیا بیایم ؟البته در اینکه ما کلاً کمی تا قسمتی کارهایمان غیر طبیعی است و با همهً دنیا فرق دارد که شکی نیست ولی آخر یک اندیکاسیونی ، یک چیزی ، همینطوری که برای دور هم بودن ، مادرهای جنین های بی گناه و محترمی مثل من را سزارین نمی کنند !
تازه شما مگر خودت خواهر و مادر نداری ؟ خوب برو آنها را سزارین کن . عجب جایی گیر کرده ام (رحم مادرت -مترجم ) اصلاً مگر من نمی خواهم به دنیا بیایم ؟ خوب من می خواهم طبیعی به دنیا بیایم . البته آنچه به جایی نرسد فریاد است ، آنهایی که بیرون هستند فریادشان به کجا می رسد که مال من از این تو برسد ، در ضمن شما اهل مطالعه هستی ، ببین برق شکم مامانم کی می آید ، کم کم خیلی طولانی شد ؟! خلاصه اگر دست خودم بود نمی گذاشتم من را غیر طبیعی به دنیا بیاورید و به محض اینکه دست دار بشوم با مشت های گره کرده فریاد خواهم زد " زایمان طبیعی حق مسلم ماست " در ضمن اگر در موقع سونوگرافی دیدید من حرکات زشتی از خودم بروز دادم بدانید علتش چیست . زیاد وقتتان را نمی گیرم امیدوارم خاطر مبارک ناراحت نشده باشد .
ارادتمند : " جنین "
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نى نى گولوى معترض
مامان سولماز